عروسک و وجد
کم کم بساطمو جمع کنم برم که یک ساعتی برسم یک چیزی بخورم و دیگه نخورم تا فردا شش صبح
سر راه باید رولت بخرم و کبریت و کیسه فریزر.
عروسک هم !
دیروز رفتم یک سیسمونی فروشی، عروسکهای محدودی داشت. یک خرس قهوه ای بود باید همونو می خریدم. بچه خودش سفیییییییییییید، لابد از رنگ تیره خوشش میاد. خیلی نازه! یک توپ گرد است. بعد نمی ذاره گیره به موهاش بزنن، چندتا شاخه موش همیشه تو چشماشه!
عروسکه خودمو به وجدنیاورد راستش، وگرنه همونو خریده بودم!
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 15:6 توسط آرش
|