ببخشید امروز همه اش ذهن من در گیر آزمایشگاه و نمونه هست ها! چه کنم دیگه

می گه که،

از صعب ترین های روزگار، اینه که جیشت بیاد و نتونی بکنی،

یا جیشت نیاد و بخوای بکنی!

اولی که کلا مغز رو مختل می کنه و جلوی چشم آدم رو می گیره و دومی، هرچی زور بزنی هم نمیاد که نمیاد نامرد!

 

آدم یاد این حدیث حضرت علی می افته که ما لادم والفخر ؟

آدمیزاد به چه چیزی اش فخر می کنه. درونش فلان است و ابتدایش فلان است و انتهایش فلان...

 

(جناب م. صرف رعایت ادب و ا حترام فلان ها رو نگفتم ها. سرچ بفرما اصل حدیث رو. اوله جيوه و آخره ...)