جوراب
خیلی دلم می خواد لباس خوب بپوشم.
انصافا خوب هم می پوشم اما، بازم بهتر، شیکتر
صبح به صبح انتخاب میکنم که چی تنم کنم
و امروز صبح، وقتی متوجه شدم جوراب مشکی ندارم، به ناچار تا ته کشو رو گشم و نهایتا یک جفت جوراب مشکی از این مردونه بدن نماها (!) پیدا کردم!
خییییییییییییییییلی حس مسخره ای می ده به آدم. میدونید کدومها رو می گم؟ کاش می شد براتون عکس بدم.
کلا، از جوراب رنگ پای زنونه فوق العاده بدم میاد من! فوق العاده!
و پای بی جوراب هم برام نا خوش است! تا چه شود و پای کی باشه و چه شکلی باشه که بهش بیاد منتهی، به نظرم باید جوراب بپوشه آدم!
(الان دارم هرز نگاری می کنم و تن نگاری و اشاعه فحشا به نظرتون؟)
من آدم حساسی ام گمونم. شاید واسه همینم تنهایی بیشتر از هر چیزی بهم سازگار است. چون دیگه کسی نیست که بخوام امر و نهی کنمش یا از ساده ترین کارش که بسا پوشیدن یک جوراب است، یا نپوشیدنش، حرص بخورم.
آدم باید بشناسه خودش رو...