غذا
دو پرس غذا، شده دوازده هزارتومن! اونم با یک نوشابه!
چلو جوجه، واسه ایشون، 6500 تومن
قرمه سبزی واسه خودم، 4500 تومن
نوشابه 1000 تومن (واسه ایشون)
تعجب کردم از قیمت
ولی مرده شورشو ببره!
سرپا، بیست دقیقه است منتظرم،
و کثیییییف!
نکبت فیش 184 رو صدا زده
نمیکنه دوزار این غذاشو گرون کنه، یک کارگر بگیره با یک کف پارچه یک شیشه شور، بگه تو فقط بساب در و دیوار رو!
والله هم اشتغال درست کرده قد یک نفر،
هم مشتری راضی تر است!
حالا گیرم شماره قبض هاشو از صد شروع کرده باشه این، 84 نفر ازش غذا خریده اند، اقلا دو سه پرس.
گیرم هر نفر یک پرس فقط خریده باشه! اگه هر پرس رو هزار تومن گرونتر بفروشه، تا همین الانش حقوق سه تا کارگر از توش در اومده است!
نیومده؟
عصر و شب هم هست. من نمی فهمم چرا بعضی ها اینقدر عوضی اند!
دبی، پاپا جونز، یک در شیشه ای گذاشته بود به چه دراااااااااازی، یک دختر شیک فیلیپینی خوشرو هم گذاشته بود دم در! هرکی می خواست بده می خواست بیاد این خانوم در رو باز می کرد، می بست!
یک شیشه پاک کن و پارچه هم دستش بود تا فرصت می کرد شیشه و دستگیره رو می سابید!
خیلی باحال بود. والله فقط کلی هزار تومن این حرکت ارزش داشت! چرا اینها نمی رن یک نیم دور بزنند، بعد بیان کسب و کارشونو یک تکونی بدن؟
اخ مخ ها