اسب
زن داداشم خیلی شیطونه. تو مهمونی ها یک جوری تیپ می زنه همه عاشقش می شن. دستش برام رو شده، توی کانال ... عضو شده!
من،
حالت تهوع دارم!
به این تبلیغ، به این فکر، به اون فکر من، باید، بااااااااااااااااالا بیارم فقط به این آدم!
ببخشید بی تربیتی است. چاره نیست. میدونید که تهوع رو نمی شه کنترل کرد، زیاد!
یک گاهی می خواستم راجع به تخلی در کنار جاده براتون بگم. نمی دونم پیش اومده یا نه. وسط بیابون، ناچار می شید که خلاصه توقف کنید و قضای حاجت کنید. اولش تا تو ماشینی خیلی جاهای دنجی به چشمت میاد اما پیاده که می شی و می ری می بینی انگار بگو صحرای محشر، هررررررررررر نقطه بایستی، هرررررررررررر رهگذری، تا کنه ماجراتو می بینه!
پیش اومده؟
اگه اومد، به نظرم، برید کنار لاستیک جلو جیش کنید! نگران نباشید! اینجوری، اونی که از عقب میاد دید زیادی نداره و وقتی رد می شه فوقش تو آینه که قد کف دست شماست، بتونه ببینتتون!
خیلی بهتره تا برید عقب ماشین!
یکم فکر کنید!
کردید؟
خدایی؟
پس چرا به این نتیجه نمی رسید که کسی که زوم می کنه گه شما رو ببینه،
خب بذار ببینه!
دیگه دیدن داره اون کوفتی؟
چی می بینه؟
به قول خودم، نجابت برخی بانوان محترم از نجابت اسب اصیل عربی هم حتی بیشتر است!
به اسب، گفت ایم زکی!
اسب!