لیلی مجنون
یعنی هیچکس، تاحالا، همچین حسی نداشته که بخواد بروزش بده؟ حتما هرچی ماچ بوده باید با نیش باز و و روی گشاده باشه؟ پس مثلا دو نفر که قهرند و زورکی با هم آشتی می کنند به فرض، اینها که دلشون قنج نمی ره واسه هم که، اگه همو ببوسند به زور می بوسند. این آیکونش کو؟ چه شکلی است؟
بگذریم.
شما، وقتی از صصصصصبح قر و قاطی کار باشی و بعد ییهو ترانه داریوش به ذهنت بیاد و بعد ساعت نه صبح گشنه ات باشه، بری فلافل شب مونده بخوری و بعد فلشتو پیدا نکنی که اون داریوشه لامصب رو بریزی روش که حسّت خالی بشه تو ماشینت و گرمت باشه و یکم استرس از محیط بگیری و بعد بیای خونه بی کار باشی و تنها باشی و تو گرما بخوابی و پاشی و شلیل سفت و نارس خریده باشی و خلاصه اوضاع مغزت قر و قاطی باشه، ساعت یازده شب، یک چایی دارچین که واسه خودت بار می ذاری بعد با خودت می گی خب چه کنم؟
تلویزیون که خاموش کردی و نمی خوای دیگه روشن کنی و کاری هم نمی خوای بکنی و با کسی هم بده بستونی نداری و اینها، نگاه کتابها می کنی با خودت می گی خوبه پاشم یکی از این کتابهای ریاضی دوره های پیشین رو باز کنم ببینم چی توشه و باز می گی نه حال نمی ده و نهایتا، به لیلی و مجنون نظامی می رسی.
می ری کتابتو برداری می بینی فلانه کتاب آمار که ماهها گم کرده ای، درست بیخ نظامی، تو قفسه است!
چطور نمی دیدیش؟
نمی دونی...
پژو نمی خواد کسی؟
خونگی!
زیر قیمت نیست، اما ماشین خوبی هستش هااااا ! برید رو دیوار ببینید!