برداشت شخصی
پیرو بی خوابی دیشب این رفیقمون که فیلش یاد هندوستان کرده بود، جناب ستاره سوالاتی داشت مبنی بر اینکه درسته مردها عشق اولشونو از یاد نمی برند و اولی مزه اش فرق داره براشون والخ.
عرض به حضور انورشون که،
فکر نمی کنم اینطور باشه. یعنی، شما فکر کن که یک غذایی رو می ذارن جلوت بخوری، لقمه اول، یحتمل خیلی بیش از لقمه های بعدی بهت می چسبه و مزه اش رو حس می کنی. صرف اینکه گرسنه تری . وگرنه به مرور که غذای تو تغییر ماهیت نمی ده تو بشقابت که. می ده؟
اینه که به نظرم کسی که بار اول عاشق می شه خیلی بهش می چسبه و بعد که هی فارغ می شه و عاشق می شه و الخ انگار بگو لقمه های بعدی رو بر می داره تا جایی که شاید حتی سیر شده و دیگه بهش مزه نمی ده. فرق می کنه با کسی که وقفه میفته وسط، دوباره گرسنه می شه، بعد دوباره دستش به غذا می رسه. از قضا، شما فکر کن یکبار گشنه ات شده و چلو کباب خورده ای و تمام شده و رفته ای و زمان گذشته، الانه باز گشنه ات شده باشه، شاید همون کباب رو بهت بدن خیلی حال نکنی ولی یک جوجه کباب بذارن جلوت، نه که با قبلی هم تنوع شده، این بیش از اون ممکنه بچسبه به دلت،
گمونم!
لذا اینقدر گیر ندید اگه عشق اول نبودید.
مهم اینه که اولا آدم باشید دوما، بدونید رسالتتون در نظام خلقت، لتسکنوا الیها است نه عین عنتر خوش پوشیدن و شب تا صبح مثل زنگوله گردن سگ، سر و صدا کردن و وق زدن و آخرش طلبکاری و اخم و ترشی...
با هیچ شخص خاصی نیستم، اما رویه ای رو به ندرت نقض می شه، تصویر می کنم براتون.