شام شب
مسیری رو که دیروز با سه تا توقف رفته بودم، امروز یک نفس رفتم
بعد کلی نشستم،
شلیل خوردم
یکم دیگه بالا رفتم و ،
برگشتم.
یکم ساز زدم اون پایین
میوه خوردم باز
و جمع کردم برگشتم خونه
امشب، نون پنیر و هندونه می خوام بخورم. ناهار خیلی ماکارونی خوردم و دیگه جایی نیست.
رو دیوار، دو قرون دیگه از قیمت ماشینم کسر کردم و آدرس رو به جای بهارستان دادم اصفهان.
خدایی اگه بفروشمش و بعد ویزا درست نشه و برگردم، کونم می سوزه! ماشین به این نازی رو با این قیمت بفروشم!
ولی خب اگه نشد، یک شاسی بلند می خرم! گور بابای دانشگاه!
بگذریم.
نون خریدم. عصری هم پنیر گلپایگان خریدم. هندونه هم که هست.
امروز شاه میگو هم خریدم. دفعات قبل میگو پلویی می خریدم از بس فسقلی بودند جون آدم در میومد تا سرخشون کنه! الان رفتم درشت ترین میگویی که تو فروشگاه بود رو برداشتم! کرم بزرگ!!!
چیز زیادی نشد. فکر کنم 12 هزار تومن. و فکر کنم نصفش واسه یک وعده من کفایت کنه.