بین راه
من و 206 و جاده و داریوش!
ادم حرف هم نخواد بزنه، با این ترکیب، موقور میاد😂
جاده، باحاله. خیلی تازگی بهم مزه میده. یک همسفر بود اگه، میرفتیم شیراز! خونه لیوه و رویا و کاظم و شهلا! واللللله! دلم خیلی سفر میخواد!
ورودی زرین شهرم الان. پیش نیسان بلالی ها😄
سایه درخت، کنار اتوبان!
سنجاقکها، زیتون تلخ، شمشاد، اتوبان...
پیاده شدم یکم راه برم، ماشینم قل و قل و قل داست میرفت😂، دستی نکشیده بودم گویا!
خانومه با بچه اش پیاده شد میوه بخره. بلال! شلوار سببببببز، مانتو سیاه، جلو مانتوش تا نوک پاش، پشتش رو باسن😄 خدایی کسی با زن در افتاد، قططططعا ور افتاد از بس چموشه زن!
بریم کم کم...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 9:24 توسط آرش
|