کثرت به وحدت
دیشب توخواب،
از کثرت به وحدت رسیده بودم!
با یکی از زیدها محترم بودم
ماشینشو برداشته بودم
بعد، هربار میومدم بهش بگم،
یا دنبالش بگردم که بگم،
یا زنگش بزنم،
بعد که انحام میدادم میدیدم وااااای،
این که چهره فلانکی بود!
میگیرید؟
همه،
یکی شده بودند.
همه رو داشتم و چقققققدر دلم نگران بود که طرف اذیت نشه.
آخه،
بی اجازه اش،
ماشینشو جابجا کرده بودم که اذیتش کنم،
بعد نمیشد که ببرم بذارم جاش!
یکبار هم،
یک شاسی بلند خییییلی فشنگ سرجای ماشینه بود اصلا!
این که من برداشتم، اول 206بود،
بعد فولکس غورباقه ای سفید!
قورباغه درسته
خلاصه،
خععععععلی شیرتوشیر!
کلی حرص خوردم تو خواب
و ترافیکی بود،
جلوی نمایشگاه کتاب !
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 7:39 توسط آرش
|