عصری ماشینمو شستم

بعد با مامانم رفتیم بیرون

اول گفتم تا دیر نشده بریم سر خاک مادر بزرگ. تقریبا خلوت بود قبرستون. فاتحه دادیم و برگشتیم. 

تو برگشت، یک و نیم کیلو تخمه خریدم از قرار کیلویی 12000 تومن. نیم کیلو هم توت خشکه خریدم از قرار کیلویی 17500. از آقای خرم می خرم. پسر جوونی است که منو می بینه پنجاه هزارتومنی تداعی می شه براش!

خخخخخ

بچه خوبیه.

بعدش رفتیم میدونگاه. یک مغازه از اینها که ظروف مسی و آلومینیومی و الخ می فروشند اونجا بود. تاوه قیمت کردم، 27000 تومن. خیلی بزرگ بود. قطرش هفتاد هشتاد سانت می شد. کوچیکش رو نداشت.

دیگه از جلوی قصابی هم رد شدیم ولی نایستادم گوشت بخرم. اشتباه کردم. گوشت چرخ کرده نداریم. تمامش لقمه ای گوسفندی است. نمی شه کتلتش کرد. 

بهرحال نخریدم دیگه.

اومدیم خونه. چرخ خیاطی خاله خانوم رو با کندوی زنبور عسلشون به زور تپوندم تو ماشینم. مگه جا می شد! قوطی کبریت است نامرد. بردیم و پیاده کردیم و یک دوری تو پارک زدیم، شکل طواف، بعد برگشتیم. 

جاتون تهی، قرمه سیزی خیلی باحالی مامان پخته بود. ترشی اش کم بود اما  غذایی که نه ساعت سر گاز باشه، دیگه بابای بابای باباش در اومده و هرچی هنر داشته از مزه و طعم و رنگ و الخ، ارائه داده! خیلی باحال بود. جاتون تهی.

کتاب آمارمو که چندی قبل گم کردم و پیدا کردم باز، آوردم با خودم. خیلی عالیه که آدم تو چیزی که می خونه گم نشه! تااااااااااازه می فهمم چی به چیه! اگه بازم ییهویی گم نشم!

خلاصه.

کانال رضا ساکی این شعر رو دیدم از سعدی، عرض میکنم، خدا رحمتش کنه انشاالله. می گن سنّی بوده . مولوی هم سنی بوده. اصلا شیعه که شما باشید، نمی دونم کدوم مفاخر ایرانی رو تو گروهتون دارید. قصدم دعوای شیعه سنی نیست از قضا، اونها از همه من و شما ، شیعه تر بودند! شناسنامه ای نبود اون موقع، به رفتار آدمها و انصاف و صداقت بود گویا. ماشینمو بردم دم یک بنگاه همینجا، یارو می گه قیمت نوش 34 میلیون تومن است، مال تو 28 تا. گفتم بنگاهی که اینقدر یابو باشه حتی قیمت نوی ماشین رو ندونه، قطعا شعورش به قیمت گذاری هم نمی رسه. مردک می دونست، می خواست دستاویز واسه 28 تومنش پیدا کنه! هنوز شاه برنگشته که 206 بعد سه سال، قیمت نوش تکون نخوره! وقتی برگشت، اونوقت شاید.

 

شعر یادم رفت بابا

سعدی می گه:

به کسی ندارم الفت، زجهانیان مگر تو

اگرم تو هم برانی، سر بی کسی سلامت.

 

اینو قیاس کنید با اون پسره سفیه، نماد عشق عرب، مجنون! این استغنا کجا، اون ذلّت و خاک بر سری کجا! پسره جلمبر!