یک برنامه ای گذاشته،

مباحثه بین دو مطلع دینی، سروش و بازرگان

چقدر تراز بحث این دو تا فرق داره با بحث های مسخره منبری که که شنونده رو در سطح یک جاهل نزول می ده و یکم که گوش می کنی می بینی خود منبری از تمام پا منبری ها خر تره!

به تک به تک کلمات حساسند و براشون با معنی است و صد البته احترام به طرف مقابل از تک تک کلماتشون ساطع می شه

اگر محفلی بود که این دست مباحث درش بود، بی شک من مشارکت می کردم مدام

و مطالعه می کردم مدام!

الانه از سوره نجم یک آیه ای خوند، خییییلی دلم کشید بخونمش!

طرفین،

تک به تک آیه می ذارند روی میز

تک به تک نظرات اسلاف رو، اعم از موافق و مخالف، بلدند

وقتی یکی حرف می زنه، طرلف مقابل محو شنیدن است! داره سعی می کنه بفهمه طرفش چی می گه.

بعد از هفتاد هشتاد سال، اینها اینطورند

منم پریروز تو جلسه یک شیت اکسل باز کردم، از مقدمات علم مکانیک خاک بود،

تماااااااااااااااااام بزرگان علم بهم خندیدند!

فکر کنید!

صراحتاً یکی شون گفت اینو اصلا جمعش کن!

من ناراحت نشدم. از قضا از مواردی بود که استنتاج من نبود و صرفاً نقل بود. منتهی،

متاسف شدم که اینها وقتی خودشونو آآآآآآآآآآخر علم میدونند،

حتی به اصول اولیه علم پشت پا می زنند!

درست عین احمقی که بر سر شاخه نشسته بود و بن می برید!

یکی بر سر شاخ، بن می برید

خداوند بستان نگه کرد و دید

بگفتا گر این مرد بد می کند

نه با من که با نفس خود می کند!

...

داره می گه، قوم یهود مسخ شدند و بصورت قرده و خنازير در اومدند

داره تفسیر می کنه اینو

برنامه پرگار این هفته جمشید کریمی، عالی بود! عالی!

پریروز که کارهامون تمام شد و سوار ماشین شدیم که برگردیم،

خب بیخ به بیخ عقب یک سمند بودیم

به رفیقم، به شوخی،

گفتم خووووووووب، چه کار کنیم؟

گفت هیچی

گفتم یکیو بذاریم وسط راجع بهش صحبت کنیم!

خنده اش گرفت! سابقه داشته که تو اینمدل بحثها وادارش کنم داخل بشه و بعد ببینه کلک خورده، خنده اش بگیره و ترک کنه بحث رو!

خندید

شروع کردم بهش پیشنهاد دادم؟

خدا؟

گفت نه بابا ول کن

امام؟

نه بابا بیخیال

رئیسمون؟

خخخخخخخخخ! کلا گرخید!

بطور کلی ، بخصوص در مسائل عمیق دینی، خیلی خوبه مباحثه بشه

که چکّش بخوره

که فکر بشه

که خدا، تقلید و توصیه نباشه!

که خدا، اصل خدا باشه، انشاالله!