فاخته ریقو
عصر به عصر،
یا سر شب
تراس رو می شورم
تا بیاد آخر شب بشه خشک می شه و می تونم پتو بندازم و بخوابم توی تراس.
با این وصف، هر روز داره شسته می شه تراس
و البته چون بزرگ نیست یک آفتابه آب کفایت می کنه براش
امروز، یک فاخته ریقو، از صبح، جا خوش کرده انگار!
تماااااااااااام فضا رو به گند کشیده است!
یک ساعت داشتم فضله می شستم!
ییهو چشمم بهش افتاد! امیدوار بودم بتونه بپره!
و پرید!
هورا!
ریقو رفت!
و من می تونم برم توی تراس بشینم و بعد از مدتها یکم ساز بزنم و ،
نففففففففففس بکشم!
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 19:48 توسط آرش
|