علم غیب
یک چند روزی، اصلا شما بگیر یک چند سالی، میاد وبلاگ من، لام تا کام حرف نمی زنه، وقتی می زنه هم یکبار اسمش علامت سوال است یکبار تعجب یکبار اسم یکی دیگه رو می دزده خلاصه هیچ رد و نشونی نداره بعد فکر می کنه من علم غیب دارم و منم به اندازه تمام اون چند سال ایشونو حواسم بهش بوده و می شناسمش و الخ!
یکروز هم میاد می گه من فلان کس ام و ازت بدم اومد و عه و پیف و دیگه نمیام وبلاگت و شماره منو فلان کن و الخ.
منم من باب احترام به خواسته طرف، تو دلم می گم به تخمم و هر کاری خواسته از حذف خودش بگیر تا شماره اش تا هرچی رو انجام می دم یکی دو تا پله هم روش که کمفروشی نکرده باشم.
بعد میاد می گه:
"جناب مهندس ، حافظه خوبي كويا نداريد
در هر صورت مهم نيست
و خانم ستاره ،شما قطعا جوان هستيد
و حكايت همان ،. تو مو مي بيني و من پيچش مو
موفق باشيد"
خب، بحث حافظه من نیست الان. بحث انتظار شماست. هرچی که هست، موفق هستم. نگران من نباش! نگران ستاره و سمیه و سمیرا و سهیل و ساناز و سنبله و سرو و سماق هم نباش! همه اینها در نهایت لیاقتی که از زندگی داشته اند، موفق و کامرا اند! حالا یکمی هم اگه کسی کمتر هست، مهم نیست. نگرانی واسه شما نباشه لطفا.