عزل خدا
دیگه کم کم دارم مطمئن می شم که علیه خدا کودتا شده است!
یک پست نوشته بودم با عنوان اگر خدا بخواهد.
تو تمامش هم نظریه کاملا توحیدی بود که خدا اگر بخواد آدمو رسوا کنه، نابود کنه، می تونه
با مثالهای متقن!
یک بزرگواری اومده با لحن آخونی همچین بی خواهش و لطفا و اگه ممکنه، امر فرموده که ، این پست را حذف کنید!
درست انگار بگی از دفتر هماهنگی کودتا با من صحبت می کنه و هر نوشته ای که اشاره به قدرت خدا داشته باشه رو، می خواد سانسور کنه!
چتونه ؟
چه مرگتونه به عبارت بهتر!؟
من اون پست رو برداشتم چون در همون حد که بنویسم منو ارضا می کنه. همیشه گفته ام نوشتن، صرفا واسه تخلیه مغزم انجام می شه و هیچ هدفی از براندازی کسی تا تربیت کسی تا هیچ چیز دیگه ای نداره اما،
شماها دقیقا چتونه؟ به چه صراطی مستقیمید؟
وهو القاهر فوق عباده شنیدید؟ چی شده که الان من اگه همینو به زبون فارسی بگم لگدمال خطوط قرمز حساب می شه؟
انصاف بدید اگه در صدر اسلام بودیم ما، قططططططعاً اسلام رو ریشه کن می کردیم. قریش بی عرضه بود! کم گذاشت! نفهمید! باید می دادند دست ما تا نطفه اش رو بخشکونیم همونطور که الان به درخت بالنده اش پیله کرده ایم و تلاش می کنیم!
تلاشی مزوّرانه!
دیدید این ساختمونها که نما می کنند، جلوشون یک حفاظ می کشند؟ هم واسه ایمنی است، هم اینکه مردم ییهو نمای تمام شده رو ببینند ذوق کنند!
ما هم کمر همّت به پیاده کردن اسلام بسته ایم، درست پشت یک حفاظ! تا ببینیم زور کی می چربه! ما یا صاحب کتاب!