می ریم خرید. ببخشید رفقا.

جناب برگه پاییزی، اگه زنده ای اعلام حضور کن عمو

سرکار خانوم دکتر از جزیره برگشته! شما هم اگه فکر می کنی خستگی ات در رفت، دو خط بنویس ببینیم پاریس چه خبر! 

گل پسر! الانه جیک جیک مستونته ما به فلانتم نیستیم، فردا باز یازده ظهر نیای هی چس ناله کنیا! یا الانم شرح حال بده ببینم چه می کنی گرچه، درست ترش واسه تو اینه که بگی کیو الانه...

باقی رفقا، دم اذان است. اگه نماز هم نمی خونید اقلا یک نیم ساعت، یکربع، مثبت باشید، فکر بد نکنید! بخصوص پشت سر من! درسته می بخشمتون منتهی، خب نکنید! حتما باید یک کاری کنید بعد بیفتید به التماس؟!