شکرانه
چکار کنیم؟!!!
امروز همینکه برگشتیم،صدای فریااااد و دعوا رفت بالا.
رفتم ببینم چه خبره،
نگو دختر شهرضا در پارکینگ رو داشته میبسته که یک آقایی میاد دخول کنه.
بنت شهرضا جلوشو میگیره که برو از اون در بیا
این،همسایه جدید بوده و خب،غریبه،
میگه کلید ندارم،
دخترمون با یک کف گرگی تخت سینه طرف، سعی میکنه بهش غلبه کنه(!!!)
آقاهه جیغ میزنه که اگه زن نبودی فلانت میکردم،
مهندس جیغ متقابل که احترام موی سفیدتو داشتم!
خلاصه،
دختره رو فرستادیم و یکم با آقاهه صحبت کردیم و خلاصه،
خدایا شکرت که اسیر شهرضا نشدیم!
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 22:17 توسط آرش
|