یک دقیقه توقف کنید!

لطفا!

یک دقیقه فقط، پشت بدید به صندلیتون و ، یک لحظه فکر کنید،

فکر کنید که امروز، هر کسی چه دغدغه ای داره و مشکلش چیه و چی تو سرش می گذره!

امروز، حسن تاجگذاری می کنه.

نگران خوب و بد مراسم است، لابد!

یک عااااااااااالمه نیروی امنیتی، نگرانند ترقّه ای در خیابان بهارستان ؟ نتّرکه!

مهمونهای شاخ شکسته ای که به زور و ضرب و با نگرانی از اینکه نکنه تا یک تکه پا میان ایران، یکی بشینه سر جاشون، نگرانند که ناهار چی می دن بخورند!

بعضی هاشونم از همین الان دارند فکر می کنند با کدوم معاون وزیر یا فرستاده ويژه گرم بگیرند که تو راه برگشت، اینها رو هم تا یک جایی برسونه! از بس شاخ شکسته بودند این کشورهایی که دعوت ما رو لبّیک گفتند! فکر کنم معروفترینشون موگابه است که پونصد سال است زورکی خودشو رئیس جمهور می کنه! یک مشت ساحل عاج و جزایر قمر ...

چرا هیچ خبری از جاهایی که ما بعنوان کشور می شناسیمشون، انگلیس، فرانسه، آلمان، هلند، ژاپن، کره، آمریکا، چرا هیچکی از اینها دعوت نبود؟ تازه، اونها که بودند هم در حد معاون وزير، یا فرستاده ويژه زحمت کشیدند! می دونید یعنی چی؟ یعنی یارو هیچ  کاره بوده، واسه تشویقی، فرستادنش اردو بیاد حال کنه! فرستاده ويژه! انتظار که ندارید تو دستگاه دیپلماسی هیچ کجا، یک اتاقی باشه به اسم اتاق فرستاده ويژه که! هان؟

برگردیم به بحث

درحالی که یکی نگران تاجگذاری و الخ است، یکی تو فرانسه دنبال پیشی اش می گرده.دیشب تا بوق سگ دنبال گلوله کاموایی می گشته که چشای سبزش عین دو تا قطره از ماه، می درخشه!

و اگه بگم ایشون یک متخصص مبرز بوده، تعجب نکنید لطفا !

دلتون می خواست گربه بودید؟

البته تو فرانسه ها! وگرنه تو چین آدم گربه باشه، زنده زنده کبابش می کنند!

نگرانی شما چیه امروز؟

دوا درمون بچه مریضتون؟

قسط؟

وام؟

هدیه روز تولد وسالگرد عروسی و الخ؟

کفشتون مندرس است؟

قسط دارید؟

نگران ناهارتونید؟

اطاله دادرسی؟

دردتون چیه دقیقا؟ شما کجای دنیایید امروز؟!