چندی قبل، یک دوست عزیزی بر ترس خودش فائق اومد و آیدی تلگرامشو داد

بیست و اندی تصویر پروفایل داشت، هیچکدوم خودش نبود. بنا به دلایل محترم شخصی اش.

دیروز ما ذیل یک یادداشتی از جناب مهران این نذاشتن عکس واسه پروفایل رو به جمود فکری ربط دادیم، هنوزم می دیم!

امروز خونده و جیغ کشون و شیون کنون، قهر کرد باهامون!

حالا چون آدم محترمی هست من اینبار رو مراعات می کنم چیزی نمی گم اما،

رفقا، شما، یا توانتون، یا زمانتون، خیلی کمتر از اون بوده که بتونید روی من تاثیری بذارید، جوری که وقتی می خوام چیزی رو تو وب بنویسم، یا اعتقادم عوض شده باشه و مراعات کنم، یا اینکه به احترام شما و ملاحظه شما و این قبیل دلایل، خودمو سانسور کنم.

می گم، چیزی رو که فکر می کنم درست است. و همونطور که گفتم به احدی از شما فکر هم نمی کنم اون موقع، که اگه می خواستم فکر کنم و ملاحظه کنم و افکار شما رو داشته باشم کلا باید لام تا کام حرف نمی زدم اما، 

می زنم،

شما هم بیخود به خودتون نگیرید. 

چیزی که می گم نظر عام من است، اگه درست است اصلاح کنید، اگه غلطه به فلانتون بگیرید و ،

بگذرید

شبتون بخیر. بسیار خوابم میاد.