کار شیطون
واقعا هیچکس، اونقدرها عجله ای نداره،
بجز پسری که یک دافی رو سوار کرده و می خواد زودتر برسه به مراد
وگرنه، حتی راننده آمبولانس هم، بابای محترمشو که نذاشته تو اتاقک پشتی که. حتی اوشونم، اونهمه عجله نداره!
خانوم دکتر هم که باشی، قلق کارت اینه که دیر برسی مطب که مراجعین طفل معصوم فکر کنند چیزی بارت هست، برن بگن غلغله بود خیلی سرش می شه!
کبابی هم که باشی، دیرتر که برسی، مشتری گشنه ترشه!
کارمند هم که باشی چه برسی چه نرسی!
بطور کلی، بجز اون پسرکی که خط اول اسم بردم، هیچکس دیگه هیچ عجله ای نداره
حداقل، عجله موجهی نداره!
اونم نمی فهمه ها، می دونید؟ می خواد بره چکار کنه؟ بگو احمق، اوج لذّتت همین الانه که قلبت هزارتا می زنه. بعدش که باید بری کوس لیسی!
(ببخشید اسمشو بردما. دیگه طلبید. عذر می خوام. یک عده هم ممکنه از این عمل خوششون بیاد که خب از اونها هم عذر می خوام. )
بهرحال،
با این وجود که بهتون ثابت کردم کسی عجله ای نداره، اما کافیه شما رو سرعت گیر خیابون قلعه شور بکشی کنار و یکم یواشتر موانع رو رد کنی،
بعد می بینی که از بیخت با هزارتا سرعت، عین پرش با مانع، ماشین اولی رفت رو هوا، بومب! اومد زمین، نگاه می کنی توش، خانوم مهندس(لابد) عجله داره!
و نه که ندیده باشه. سه تا سرعت گیر بعدی رو هم با همین شدت می زنه زمین هوا می ره!
اون رد نشده، سمند، به همون منوال،
نگاه می کنی، خانوم مهندس(! لابد!!)، عجله دارند!
خدایی، شماها سالمید؟!
ده دقیقه،
نه نیم ساعت،
نه دو ساعت دیر رسیدنتون، چقدر براتون هزینه داره؟!
از مرخصی کسر می شه
خب بشه!
فوقش کسر کار می گیرید،
خب بگیرید!
چتونه دقیقا؟!
دیگه همه ماشینها هم که هم کولر دارند هم بخاری هم سیستم های پخش آنچنانی. فقط اگه یک آبسردکن و یک توالت هم یک جوری توشون جامیدادند این کره ای ها، باور کنید بهترین جا بود همون جا!
می دونم البته. واسه بعضی ها، تلگرام و وبلاگ از نون شب هم مهمتره، چه برسه به موال. اینم قطعا به فکرش اند!
درستش هم کرده اند، فقط باید روی خصوصی شدنش کار کنند که همزمانی که آقاهه داره رانندگی می کنه خانومه با یک خط امن با دوست پسرش در ارتباط باشه و لحظه به لحظه بگه الان کجان، دخترشون که صندلی عقب نشسته همینطور، و خود بابای محترم، بی اینکه لو بره، قربون صدقه اون یکی ضعیفه محترمه اش بره!
این حریم ها رو بتونند پیاده کنند، ماشین نسل بعد آماده ورود به بازار است.