عکاسی
رفتم سر کمد، سالهاست که من مشتری عکاسی یگانه ام، در میدان احمد آباد.
و از قشنگی های کار این لابراتوار، اون قطعه عکسی هست که تاریخ عکاسی و شماره و فی الواقع شناسنامه عکس رو بهت ارائه می کنه.
چقدر خاطره دارم با هر عکسش!
اولین عکس، پونزدهم مردادماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار گرفته شده است
یک پیرهن سفید و یک کت
یادمه اون موقع ماشین نداشتم. یک روز جمعه ای، از خونه که فکر می کنم تو خیابون وحید بود، کتم رو انداختم رو دستم و، پیاده کل طول زاینده رود را تا پل بزرگمهر قدم زدم
اون موقع، عاشق بودم!
موقع برگشت هم، تمام وقت اون کت رو دستم بود و گوشی تو دستم و داشتم حرف می زدم!
اصلا نفهمیدم کی مسیر رو طی کردم.
بعد که عکسمو گرفتم، فرستادم واسه زیدم!
ذوق کرد...
می گفت شکل این داماد ها شده ای!
و به چشم خودم، شکل اینها شده بودم که تازه از دهات اومده اند شهر!
هنوز جلو چشممه اون عکس!
فرق کنار، تمام موها مشکی...
چی بپوشم واسه عکس فردا ؟! باید یقه داشته باشه که تو عکس خوب بیفته!
یک نیم آستین یقه دار دارم. یک لباسی که خیلی ، خیلی خیلی گرون در اومده پام!
همونو تن می کنم...
فردا، بین یازده تا یک و نیم
یا بین هفت و نیم عصر تا ده شب...
قرار ما، میدان احمد آباد!
عکاسی یگانه !
من و شماها!
تاریخ عکسهای پرسنلی ام:
15/5/1384
14/7/1386
22/1/1390
5/7/1391
7/11/1391
11/9/1393