دیروقت شده دیگه، کم کم

یادم افتاد پارسال تو هتل کارد و قاشق چایخوری بد پیدا می شد. برداشتم!

ژیلت هم نبود. یعنی بود، خودتراش بود! به کار صورت نمی خورد. اینم برداشتم!

کفش جلو باز ندارم. پارسال با همین کفشی که هنوز می پوشم(!!!) رفته بودم! 

فکر کن! بیش از یک سال است که من یک کفش رو دارم می پوشم!

پارسال، از بس موندیم و از بس راه رفتیم و این کفش از بس رطوبت کشید، دیگه آخرهاش شل و ول شده بود به پام، کمرم درد می کرد باهاش! روزهای آخر، یک کفش کاترپیلار خریدم. 

حالا، دارم فکر می کنم از همین اول با همون کاترپیلار برم! فوقش گرمه خیلی، یک دمپایی می خرم لخ لخ لخ لخ

خخخخخخ

نمی دونم

دمپایی برداشتم! از این ابری های یکبار مصرف. سبک است و فکر کنم کفایت کارمونو بکنه.

باید یک عالمه لباس بی آستین و نیم آستین اتو بزنم بردارم. یادمه لاندری اونجا خیلی گرون بود. فکر کنم هر پیرهن رو حدود 14 هزار تومن به پول ما می گرفت تا بشوره! 

کسی چیزی لازم نداره؟ به ذهن خودم هیچی نمی رسه.

آها، حوله یکبار مصرف هم واسه دریا لازم دارم

و مایو!

و عینک طبی اضافه!!

امان از تجربه. راست می گن کار به سر آمده حکیم است!

والله!