نیمه کار
از وقتی رسیدم خونه دارم لباس اتو می کنم، ساک می بندم، تدارک شام می بینم و کارها رو ردیف می کنم.
آدم اصلا فکر نمی کنه که اینهمه کار عقب مونده هست گاهی.
می دونید
فکر کنم گاهی لازمه آدم از این برنامه ییهویی ها بذاره واسه خودش، که زنگش بریزه! که خاکش بتکه! که اضافات و پلشتی هاشو بفهمه! من وااااااااااااقعا فکر نمی کردم اینهمه کار باشه! هر کاری دارم می کنم ییهو یک کاری وسطش یادم میاد! الانم باید برم گلدونها رو تا خرتناق آب بدم!
عزّت مزید
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 17:59 توسط آرش
|