چهارتا پزشک تو بر و بچ وب بود، به همه تبریک گفتم، انشالله روزی شماها.

 

آقا، 

چه کنم با دل تنگ؟ جدی جدی ما موندیما!

امروز از صبح رفتیم امارات مال. من بازم مجهز رفتم به نیت دریا.

چندساعتی راه رفتیم، عمدتا مغازه های فروش لوازم خونه. فکر میکردم خیلی هنر نیست با پولداری، خونه زندگی رو رونق دادن. قشنگ بودند همه اقلام. تخت و روتختی و کوسن و ظروف و پرده و مبل و الخ...

بالش کوسن 15000 تومن، رویه اش 230000!!!!

روتختی 300000

ساعت دیواری 70000

و الخ!

جدا الخ!!!

خدایی چه زندگی میکنند اینها! نونوایی رو دیدید؟ فکر کن همه چیز همینقدر متنوع،تمیز و ارزون و دلخواه!

البته بگم، میوه حدودا سه برابر ایران بود، 

فلفل سیاه نصف!