شب جمعه، یکم هزل بگیم.

چطوره؟

میگم آقا، شما هویج هم بخوای بخوری، از سر و تهش چشم پوشی میکنی،

نمیکنی؟

جاذبه خیلی چیزها وسطشونه. ذرت هم دیدم اینجا، سر و دمش رو زده بودند...

خیلی بندگاه خدا هم زیبایی خاصی نه به صورتشونه نه دست و پا، ولی خیلی خوبند لابد! ان اکرمکم عندالله،اتقیکم!

بگذریم.

اینکه کولر اتاق داااایم روشن نیست و ترموستاتی داره که فقط وقتی لازم میشه استارت میکنه، عالیه! یاد بگیریم ماها.

آقا، شما توالت های امارات مال رو دیدید؟

خدایی، تا حالا رفتید؟!

اصلا تعریف توالت تو ذهنتون عوض میشه! برید!

یعنی تجملی که در این توالت داره، به کلللللل خونه من نیست!

والله!

بعد میدونید ادم رو.توالت فرنگی،خالی نمیشه؟

یعنی خییییلی باید زور بزنه و اگه مثل من خسسسسسته باشه، اصلا دستشویی رفتن و نرفتن، مشابه است!

میگفت بهترین پوزیشن توالت رفتن، توالت ایرانی است. تو فرنگی آرنجتونو بذارید سر زانوها، تا بهتر بشه یکم.

یک سوالم میپرسم کسی اگه بلده. خدایی جواب بده! کنار توالت یک کاسه پهن تری هست،با شیر اب، این واسه چی است؟ تو عکسهای هتل دیده میشه. اصلا دهنه اش از پهنای لگن من بزرگتره. می افتم بهش!