چکیده بریده
واسه حادثه ای که تو جنوب برای دانش آموزان رخ داد واقعا ناراحت شدم...
خیلی خریم!
باید پای اون رها سمپاش رو بست به شاه میخ که دیگه نره اردو! همین تازگی مشهد بود! خب کار یکبار می شه!
یک اتفاق ناخوشی هم واسه یکی دیگه از رفقا افتاده، اونم به شدّت ناراحتم کرده است. دلم نمی خواد پریشانی کسی رو ببینم منتهی، انگار شده است.
شرکای ساختمانی مون پولدار شده اند گویا، طرح نما داده اند و من اصصصصصصصلا تو مودش نیستم. می گم هرکاری کردید قبول، می گن نه حتما باید ببینی! عه.
یک یارویی رو بجای خودم گذاشتم واسه امور ساختمان. پریشب اومده ام می بینم شماره اش رو و اطلاعیه رو برداشته از توی برد. خیلی بهم برخورد. مگه من نوکر اینهام! یارو ده روز نتونسته یک ساختمان رو اداره کنه! ده روز!
+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 19:51 توسط آرش
|