چرت و پرت
خانوم دکتر/مهندس اینستاگرامی رو، شستم و پهن کردم رو بند!
زنیکه!
ازش می پرسم کجا کار می کنی،
به جای اینکه اسم شرکتش رو بگه، می گه تو یک شرکت خصوصی!
کونی!
اگه نمی خوای حرف بزنی گه می خوری ارتباط برقرار می کنی! تو اینستاگرام میای چه گهی بخوری اگه اون قیافه نکبتت رو نمی ذاری، جواب سوال رو سربالا می دی، کلا توجیه نیستی چند چندی با خودت!
از همون قدیمش هم بدم میومد از این نکبت با اون دماغ تیزش!
همین.
شامم خوب شد. جاتون تهی...
امشب طیّبه هم اومد در خونه! بعد از سالها!
می پرسه سندهای خونه ها در چه مرحله است! چه می دونم!
با یک زنه دیگه اومده بود، منم با زیرپیرهن و شلوارک رفته بودم دم در!
چیه انتظار که ندارید تو خونه کت بپوشم و کراوات بزنم که!
کسی نمی خواد ببینه، زنگ خونه منو نزنه!
این زنه که با طیبه اومده بود همچین هی سراپای منو نگاه می کرد و انگار دوماهه باردار باشه هی می خواست عق بزنه، که کم مونده بود یک چیزی بارش کنم! نکبت! خوبه، ...
هیچی
کم کم بلند بشم برم تو فکر خواب!