قاعدتا!
گفتم براتون؟
امروز، قاعدتاباید روز خوبی برای من محسوب بشه. می دونید چرا؟
آخرین قسط از یک وام بیست میلیون تومنی رو امروز دادم!
یک وام، که رنگشو ندیدم خودم، اما ماه به ماه بدهی اش رو دادم!
یک وام، که خیلی دیدگاه های منو عوض کرد،
نسبت به مساله وام
نسبت به قرض دادن
نسبت به شراکت
نسبت به آدمها
گرون بود! خیلی گرون! صدای استخونهام در اومد ازسنگینی یک نامردی اما،
بر ما گذشت. امروز، آخریش بود...
تمام...
خاطره اش اما، هیچوقت از یادم نمی ره.
روز خوبی باید باشه امروز!
قاعدتا!
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 12:32 توسط آرش
|