ماهی شیر آماده کردم،

اما آخرش پا شدم رفتم دنبال سبزی آش!

هیچکس هم نداشت!

بالاخره ولی آش رو سرپا کردم و داره می پزه، کم کم.

پیاز داغش رو گذاشتم تو اون ماهی تابه گود مسی که از دبی خریدم. ساخت هند! 

جالبه...

من از آشپزی خوشم میومد و میاد. حیف که خستگی ام در نمیاد چون چیزی که باید، از دیگ در نمیارم آخرش!

یک مشتری واسه خونه پیدا کرده ام.

صد و پنجاه میلیون بفروشمش! امیدوارم خریدار باشه همچنان!

نمی دونم پولشو چکار خواهم کرد اما، شاید یک زمین بخرم به نیت ساخت یک خونه یک طبقه! بخش عمده اش حیاط!

ببینم طرف میاد جلو یا نه...