امروز، سر راه رفتم سیتی سنتر

برنج خریدم با سه مدل سبزی آشی و قلیه ماهی و کوکو

فیله مرغ هم خریدم و بعدش رفتم فروشگاه کوثر، اون سمت اتوبان.

اونجا، زعفرون خریدم که باز بذارم جای کاسه آش،

روغن کنجد خریدم

اسکاچ

چلوکباب!

کنسرو لوبیا

دستمال توالت چهارلایه پف شده!

پنیر

خرما

چی توز

بیسکویت مادر پنج عدد!

قرص آقا! قرص کمر! دو عدد!

سس گوجه و 

خیلی هم جلوی خودمو گرفتم که سوسیس نخرم! خیلی دوست دارم اما خب، نخریدم اینبار.

حالا جونم بگه براتون از بعدش

بعدش اومدم منزل. ناهارمو ساعت پنج و اندی تازه خوردم. بد نبود. 

الان که محضر شمام، یک جوشونده گیاهی گذاشته ام که دم بکشه

یک ذره هم از اونی که عکسشو تو کانال گذاشتم، گذاشته ام زیر زبونم!

حالا چرا زیر زبونم؟

از بس تلخ و مسخره است مزه اش! 

یک چیزی تو مایه های تخمه تلخی که حال آدمو می گیره! تیز است، تند است، نمی دونم. یک چیزی است به سفتی مغز سفید بادوم سنگی. و تندی اش کم شد یکم. حالا خلاصه کسی اگه جرات داره بیاد نزدیک من!

خخخخخخخ

توضیح واسه رفقایی که تمایلی ندارند برن کانال. عکس دونه وایاگرا رو گذاشته ام. وایاگرای طبیعی که بهش می گن قرص کمر تو عطاری ها. خییییییلی به سختی شکست دونه اش. ولی پر بود از مغز. یک مغز بد طعم!

به زور خرما دارم می دمش پایین. خرمای نامرد هم ترش مزه است! دومین بار که کلاه می ره سرم تو خرید خرما.