این دوکدوره زنگ یکی زده بهش می گه فلانی، من چهار سال پیش یک مقاله داده ام هنوز خبری ازش نیست!

می گم مرد حسابی، فکر کردی علم متوقف ایستاده از چهار سال قبل که تو انتظار داری مقاله بیات شده ات رو امروز روز، کسی چاپ کنه ؟

خخخخخخخ!

آقا من فکر می کنم مادر شوهر نیلی موبایلشو ازش گرفته و یک فصل هم کتک براش گذاشته کنار، که بعد که زایمان نمود تقدیمش کنه!

حسّمه ها! نمی دونم.

بدجوری ازش بی خبرم!