دوستان عزیز!

بعضا، ابالهه!

دوست،

فرق داره با دوست پسر یا دوست دختر!

اینو بفهمید!

دوست،

وقتی سرویس جنسی بده،

می شه دوست پسر،

یا دوست دختر!

و چون فرض بر سلامت و برائت است،

فرض می کنیم زمانی کسی به کسی سرویس جنسی می ده که عاشقش باشه

فی الواقع،

من نمی فهمم شما که بخاطر دور موندن از فلان خره، زندگی ات تباه شده، به خودکشی و انتحار حتی فکر می کنی، شما چی تو مغز خرت هست که به همون عشقت، تن نمی دی اونوقت!

چی تو مغز خشک شماست؟!

اگه نمی دی، اگه یک لاشه کثیف متعفن که به زور هزار عطر و ادکلن و اپیلاسیون و غیره قابل تحمل می شه رو از کسی دریغ می کنی، گه می خوری که ادعا می کنی روحت رو در اختیارش گذاشته یا می ذاری!

گه بخور!

این ادا اصولها خلط فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی است! دست بردارید از این رفتار بوقلمون! شما که امکان، اجازه، توان و بلوغ اینو ندارید که تن بدید، غلط می کنید اصلا به کسی دیگه فکر می کنید! وقتی مالک بدن خودتون نیستید، به چه حقی می خواهید سرزمین یکی دیگه رو تسخیر کنید، مالک بشید، دورش حصار و میله بزنید و یک عمر زمین حاصلخیزش رو به ضخامت قدّتون، از پهن و کود حیوانی پر کنید!

بتمرگید تو خونه، به روش سنّتی ازدواج کنید، اول تن بدید، بعد کم کم مهرش شکوفا می شه تو وجودتون، عموما هم بعد نه ماه از زمان کاشت، اون مهر شکوفه می ده و  غنچه می ده و الخ!

نکبت های بی شعور عوضی! 

اینو واسه مخاطب خاصی نوشتم که خودش می دونه، منتهی به خیلی ها قابل تعمیم هست! دیگه هرچی انصاف خودتونه!

 مخلص کلام هم اینه، 

کسی که اختیار بدن خودش رو نداره، چه دختر چه پسر،

گه می خوره عاشق می شه!

جمع کنید این ارواح سرگردان هیز ولنگار هرزه رو از محیط وب و کار و درس و دانشگاه و هر گورستونی که ولش کرده اید پرسه می زنه واسه خودش!

حتی در فرهنگ بسته ای که فرهنگ ما باشه، می گن اول ازدواج کن، بعد مهرش به  دلت می افته!

ازدواج کن یعنی اول تن بی مقدارت رو شریک شو!

می خوام بگم چه به فرهنگ ولنگار غرب معتقد باشی چه به فرهنگ افتضاح خودی، اووووووووووووول ماجرا، تن دادن است! تن! هیکل! نعش! فلان و فلان!

بعدش، مهر!

و شما شکّر می خوری که چپه برا خودت نسخه می پیچی!