ذیل پست قبلی نوشته که:

"...آخه احمق بیشعور،تو چطور به خودت حق قضاوت درمورد زندگی دیگرون رو میدی وقتی هیییییچچچچی نمیدونی. گذشته از اون این دست عشقای افلاطونی رو لش هایی مثل تو نمیفهمن..."

اولا که خودتی

دوما، من زندگی کسی رو قضاوت نکردم، من از رفتار مشخصی حرف زدم. هرکسی به هر زندگی ای باشه، وقتی شرایط و امکانات و اجازه و بلوغ لازم رو نداره غلط می کنه وارد یک معرکه ای بشه. حالا اگه این آدم شرایط خانواده و کار و غیره اش هم آشوب باشه که دو سه قبضه غلط می کنه! بره مشغول بشه به رفع و رجوع گرفتاری هاش، انشاالله به حول و قوه الهی وقتی مشکلاتش کم شد و فرصت کرد، خوشی هاشو بره با بقیه قسمت کنه، نه ناخوشی هاشو

سوما، مرده شور افلاطون و هرچی منسوب بهش هست رو می خوام برد، یک به یک!