چایی گذاشته ام

فردا صبح، باید اول برم نظام مهندسی. 

یک کار تازه گرفتم.

حالا که نرفتنی شدم، بذار یکم پول در بیارم.

زیاد نیست،

اما خب،

یادتونه که،

وقتی نیاز داشتم هیچکس نداشت قرض بده.

بعدش، می رم سمت شرکت و شاید سر راه برم بانک رسالت ببینم امتیاز وام دارم یا نه

اگه بخوان ساختمان رو بسازند قطعاً نیاز به پول پیدا می کنم. 

بازم، یادتون که هست، وقتی لازم داشتم، هیچکس نداشت! باید خودم راه بندازم.

بعدشم شرکت

عصرش هم نوبت دندون پزشکی دارم

باید برم طالقانی، یک لامپ مهتابی زیرکابینتی بخرم

بعدش اگه خسته نبودم، می رم میدون امام.

فکر کنم خسته باشم البته

کوکوی سیب زمینی درست کردم که فردا قبل دندونپزشکی بخورم

فکر می کردم، اینکه بشر فهمید تخم بعضی جانوران مثل مرغ، قابل خوردن هست،

تخم بعضی دیگه ، مثل گوسفند، کراهت داره،

و تخم بعضی دیگه ها، مثل آدم، غیرقابل خوردن است(!)، مگه با اجازه شرع،

اینها از کشفیات بزرگ بشر است!