چرند
معنی لغتهای انگلیسی رو وقتی با دیکشنری های آنلاین پیدا می کنی، بعد از توضیحات و الخ، یک نموداری هم نشون می ده که می گه میزان اقبال به این لغت طی زمان چطور کم یا زیاد شده در متون و در محاوره.
بعد آدم یک جوری می شه که می بینه بعضی لغات، و برای من بیشتر لغات، اوج مصرفشون مثلا سال 1870 بوده است و نمودارشون همچین رو به نزول اومده تاااااااا شده امسال!
لغت tuft رو می تونید سرچ کنید. به معنی ته ریش و ریش بزی و دسته و منگوله و طره و خلاصه همون چیزی که با تافت زدن به موهاتون عایدتون می شه.
تافت زدن! یعنی طره دار یا پرز دار کردن.
حالا این که به کنار، مهم نیست،
داشتم فکر می کردم در فرهنگستان لغت ایران یک لغت هایی متولد می شه که نمودار حیاتی اونها رو اگه ترسیم کنی، از همون بدووووووووو تولد، بوق ممتد می کشه!
بعد یک عده ای هم، از این طریق دارن نون می خورند!
یعنی می خوام بگم هرچیزی دستوری و حکومتی شد، چه زبان باشه چه دین باشه چه لباس پوشیدن باشه چه هر چیز دیگه، گه زده می شه بهش!
درست عین شیشه آبغوره که سر و تهش کنی، همه اون لدر و آت آشغالش قاطی بشه باهاش! حکومت هم باید دنباله رو جامعه باشه! اون باید خدمه این باشه نه این خر اون! می گن جمالزاده چندین سال از عمرش رو با کفتربازهای فلان جای تهران سر کرد و حشر و نشر کرد که لغتها و اصطلاحات اینها رو ازشون بشنوه و بفهمه و لغت نامه کنه! نرفت بنویسه آقا سینه سرخ در ادبیات کفتربازها به کبوتری بگویید که از سر نافش تا غبغب سه پر قرمز خون مرده داشته باشه و تو آفتاب اگه از بغل نگاهش کنی رنگ شفق بده!
نه! رفت که بفهمه که بعد بیاد بنویسه سینه سرخ، به کفتری می گن که اینطوری هست!
نگفت به کفتری بگید که اینطوری هست!
می دونید؟
از اونها گرفت، شرحش رو ثبت کرد.
حالا حداد ... میاد می گه ازین پس اسم بیماری شهرداریها و اداره راهی ها رو که یک دیوار در عرض خیابان می کشند با آجر، روش آسفالت رو به فرم پله درست می کنند، بگید مانع ترافیکی، بگید سرعت کاه، بگید سرعت گیر، بگید فلان.
خب نمی گن!
نمی شه
بعد شونصد تا اسم پیدا می کنه همین یک مرض!