گردش و خرید
دیروز یادم افتاد سراغ بگیرم واسه پیاز گل نرگس.
پارسال می گفت باید پاییز، یا زمستان بخری و بکنی لای خاک که خوابش رو بره، بعد گل کنه.
شاید هفته دیگه یک سری برم گلخونه های سمت آتیشگاه و یکم پیاز بخرم. کسی نمیاد؟
رستوران خوبی آخرهای خیابون بود. یادش بخیر. چلوماهیچه که من لببببببببب نمی زنم رو، اونجا تست کردم! خوب بود. خوشمان آمد.
(این دعوت ناهار نبودها! دنگی حساب می کنیم ولی اگه کسی میاد، بسم الله. تو بخش نظرات بطور خصوصی ثبت نام کنه!)
الان یک سری رفتم دیدم مامانم یک گلدون بزرگ حسن یوسف رو انداخته تو باغچه! می گه باید قلمه هاشو بکارم این دیگه خراب شده. منم نشستم یکم از نوک شاخه هاش چیدم، گرچه تقریبا تمام سر شاخه ها رو قبل از من چیده بود خودش ولی خب یک چندتایی واسه من بود. یک سری هم باید برم شهرضا. یادش بخیر بازم! خمره خریدم از اونجا. اینبار می رم خمره از این کوچولوترها بخرم. گلها توی آب بهتر از توی خاک می مونه تو خونه ام. و مهم طراوت گل است، حالا هر کوفتی می خواد بخوره! چندتا کوزه که بخرم، می تونم کلی گل اضافه کنم.
کسی نمیاد؟ شهرضا یکی دو سه نفر حداکثر! ترابری فقط! از خوردنی خبری نیستش ها!
خلاصه
همینها