یک زمانی،

رو تابلوهای تبلیغاتی کنار راه، سرمایه گذاری کردم.

...

واسه همینه که تک به تک این تابلوها، خاطره بدی رو برام تداعی میکنند.

طمع؟

نارو؟

شانس؟

نابالغی؟

بدشانسی؟

نمیدونم.

من به حدی که لازمه حتی، منطقی نبودم چه برسه که بخوام بگم یه حد کافی گرگ این بازار نبودم!

سودش هیچ،

کاش اقلا سرمایه ام برمیگشت،

و اعتمادی که هیچ تلاشی واسه برگردوندنش نشد،

یا من نفهمیدم اگه شد!

 

تو.مسیر تهرانم

چقدر سختمه!