نصفه شبی، رسیدم ترمینال صفه

باید می رفتم شرکت ماشینمو بردارم. 

به طرف آدرس رو گفتم، می گه 12 هزار تومن!

بعد که اسنپ گرفتم به 4 هزار تومن، یارو هی سوت می کشید، هی می گفت نامرد! چقدر گرون! نامرد!

بگو مرتیکه بز! تو خودت کنارش بودی لابد! عادت کرده ایم به حروم خوری و الان که یک چیزی پیدا شده که یکم حقوق مصرف کننده رو می شه باهاش فهمید، هنوز هم دست بر نمی دارید. حقتونه نونتون آجر بشه! این وضع اسفبار نشون می ده این ممکلت چقدر محتاج قانون است! این قانون، به سادگی یک تاکسی متر است حتی! خیلی ساده، که خودمون همو نخوریم! حکومت و قدرت پیشکش که سهم کیه و قانونش چیه و چطور.

 

پسره، راننده اسنپ، لات بود. عین خر می روند و بعد از اینکه اعلام آمادگی کرد نیومد تا زنگش زدم!

بی شک اگه یک زن یا دختر مسافر این یارو بود، اگه نگیم الان مورد تجاوز قرار گرفته بود، اقلا از ترس دو کیلو کم می کرد. فردا زنگ می زنم به موسسه مطبوعشون!

 

شام تمام

بفرمایید چایی بعد شام.

فیلم سه بیگانه رو تو اتوبوس گذاشت. خیلی فیلمنامه و کلا داستان چیپ و سخیف بود منتهی، کلی خنده دار! خوشمان آمد. فیلمی که امین حیایی توش بازی می کنه، ژانر مشخصی داره دیگه. می دونید؟ مسخره و فاقد ارزش سینمایی!

به کل بی ارزش!