محصول سالها
من از دشمن نمی ترسم که دشمن های و هو داره ...
چی می گن اینها که من نمی فهمم. تنظیم چیه تو آهنگ؟ ملودی چیه؟
بابام می گفت دانشسرا که بودیم، بهمون موسیقی و نت خوانی هم یاد می دادند،
می گفت صحافی کتاب هم یادمون می دادند،
می دونید، الان چی دارند یاد ملت می دن؟ چرا من هیچی یادم نیست؟
پسر مارتیک، کنار باباش گیتار می زنه. بی اینکه بخواد آويزون ژن باباش بشه! این وقتی بیست و چهارسالش بوده، با تخم باباش نرفته آفریقا شرکت ای تی ام رو بیاره تو ایران! داشته تمرین می کرده که بتونه گيتار بزنه...
تو دنیای خودت بودی و می رفتی
تو دائم زیر لب چیزی رو میگفتی
تو روی آسمونها در سفر بودی
همش آشفته و آسیمه سر بودی
حالا از من میپرسی من کجا بودم؟
تو نشنیدی، صدات کردم،
نمی دیدی، نگات کردم،
...
-----------------
عاشقت بودم تو نفهمیدی (در دستگاه افشاری)
وقتی اسمت اومد رو لبام
داد زدم یک روز توی کوچه ها
اینو بدونید همسایه ها
من دیگه دارم می میرم براش
خندیدی گفتی عاشقم نباش
عاشقت بودم نفهمید
هی بهت گفتم هی تو خندیدی
زخم زبونت به دلم نشست
...
---------------------------------------
آقا خوش به حالتون!
خیلی از ترانه های این خواننده رو نشنیده ام من!
جالبه! زویا اسم شاعر این شعر است.
و البته، اسم یکی از خواننده های خییییییییییلی، خیییییییییییییلی، خییییییییییییییلی قدیمی و عزیز!
----------------------------------
می دونید، قیافه مارتیک رو که می بینم یاد مرحوم مادربزرگم می افتم!
ای دختر صحرا نیلوفر،
آی نیلوفر، آی نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر
آی نیلوفر، آی نیلوفر
...
آسمانی دلبر من
عشق من نیلوفر من...