شهرضا
یک شکستگی لوله داریم تو ساختمان، که آبش صااااااااف می ریزه رو کون ماشین عمو شهرضا
از اونجا که هرکی هرچقدر بار ببره، بارش می کنند، گفتم اینبار دیگه بالا سر لوله کش نمی ایستم. به همه اعلام کردم که هزینه رو از ساختمان من می دم، منتهی هرکی فرصت داره خودش بره لوله کش ببره و درست کنه.
صبح، شهرضا زنگ زده که صاحب خونه فلانه واحد رو تهدید کرده ام که اگه هر خسارتی به ماشین من زدید باید جبران کنید و می کشم میارمش خونه اش رو درست کنه و الخ!
خخخخخخخ! خوشم اومد! یک همچین شعبان بی مخ هایی هم لازم است بخصوص اگه آدم بدونه هر ازگاهی که لازم است کجاشونو که فشار بدی کیو می رن گاز می گیرند!
والله!
مرد گنده می گه هر روز صبح که من می رفتم از خونه یکی از پارچه های سیاهی که واسه عزای یارو به دیوار زده بودند رو پاره می کردم!
زشته خدایی!
خب من بهشون گفتم، عین آدم اومدند جمع کردند. این حرکات چیه! دو روز دیگه پارچه های خودتو می زنند به همین دیوار، خب یکی دیگه میاد مال تو رو پاره می کنه! نکن!
نه؟
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که که را کشتی تا کشته شدی زار
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت!