چند سال پیش، مادر خانومم یک پيرهن برام کادو خرید

گاهی می پوشمش

و علی رغم اینکه خودم خوشم نیومد از رنگ بندی اش (این اصصصصصصلا به معنی بی ارزش بودن و نمک نشناسی نیست، اصلااین پست واسه اقرار به این قضیه است)

آره، با وجودیکه خودم نتونستم با این پیرهن ارتباط برقرار کنم اما، هربار می پوشم، همه بهم می گن خیلی خوبه و خیلی بهت میاد و شیک شدی و میخوای بری آبادیتون و مهمونی و الخ

آدمهایی زیاد، با سلایق مختلف، تاییدش کردند و خب، این نشون میده که من چقدر به یک مکملی مشابه اون بزرگوار نیاز داشتم و دارم.

فقط این نیست. یک دیوان حافظ خیلی نفیس هم بهم داد، که البته بخاطر بی حوصلگی، نمی خونمش. ولی تذهیب و چاپش واقعاً قشنگه

و چیزهایی دیگه، که خب بعضاً هیچوقت نرسید دستم اما می دونستم که خریده است.

خیلی حیفه که آدم نمی تونه ارتباطی داشته باشه با بعضی هایی که واقعاً قبولشون داره یا بهشون ارادت داره!

خدا همه رو سلامت نگه داره.

 

(سوال نپرسید، می دونید که جواب نمی دم)