لب پایینی و کلا فک زیرین، تعطیل شده است.

بی حسی

یارو سوزنشو که داشت چاق می کرد بزنه تو فکم، خیلی دلم سوخت واسه خودم!

اینقدر که سوزن تو دهن من خورده، به کونم نخورده اینقدر! 

تو برگشت، رفتم پاساژ عالی قاپو

پاساژ سازی ها!

خیلی دلم می خواست حرفی داشتم اونجا! راستش به آدمهایی که اومده بودند و سازشونو تست می کردند یا کوک می کردند حسادتم می شد!

خیلی جلو خودمو گرفتم که نه کتاب بخرم، نه سی دی!

خیلی خریده ام و به کارم نیومده است! همت نکرده ا م. من تمرین لازم دارم نه خرید!

فی الواقع، الان رسیدم به اونجا که باید به درون نگاه کنم! فلسفه شرق!

شرق؟

چمیدونم.

ناهار امروز قرمه سبزی خریدم. کلی اش اضافه اومد، با خودم آوردم خونه ! 

کلی نون، از انواع حجیم و سنتی خریدم! دیشب خیلی حالم گرفته شد با اون مدلی که نون پهن شد رو زمین! کلش رو می اندازم! چندشه دیگه. صبح هم چون نون تمیز نداشتم رفتم آش خریدم سر راه!

بفرمایید آب هویج...

 

امشب ذرت مکزیکی درست می کنم! ذرت رو با کره تفت می دم و نمک فلفل..

حیف یادم رفت جعفری بخرم.