منظور شاعر چی بوده از اینکه می گه:
یک شب بیااااااا، منننننننننننننن، ز، ل، ما !
حل کن دوصد، مش، ک، ل، ما !
(یک شب بیا منزل ما، حل کن دو صد  مشکل ما)
ما که این رفیقمون یک شب اومد منزلمون،
الانه دو شبه از بس آب دماغمونو بالا کشیدیم و آب نمک قرقره فرمودیم، خسته شدیم!
چه وضعشه خب!

صبح، رفته بودم اون سر شهر، نظام مهندسی.
تو مسیر، کنار خیابون، چندجا خانومهای پر رنگی ایستاده بودند.
نه که بگم بدکاره بودند. نه. اصصلاً من کسی رو به این چشم نگاه نمی کنم. حتی اون کار رو هم بکنه، صلاح خودش بوده و دلیل خودشو داشته و ربطی به من نداره. من فقط می گم پر رنگ. موی پر رنگ، لب پر رنگ، می دونید؟
از جلوشون که رد می شدم یادم افتاد به این فیلمهای تخمی تخیلی. همینها که طرف کلی خوشگل و موجه و متین است بعد ییهو یک چیزی می شه انجورکی گردنشو می کنه تو تنش و صورتش شروع می کنه فرو می ریزه و صورت واقعی اش که یک هیولایی، ومپايری چیزی هست، هویدا می شه.
من، فقط داشتم فکر می کردم منبع الهام کسی که این مدل فیلمها رو می سازه، چی بوده.


نه که بگم چیزی رو می خوام به کسی ربط بدم. فقط خوشگلی اونها، با خوشگلی اینها، تطبیق پیدا کرد،

این به ذهنم رسید.


اوکی؟ فقققققققط خوشگلی!