یاد مهران
جناب آقا مهران،
به به!
آقا خیلی جات تهی، دلت نخواد، ظهر "هم دیگ" بودیم با شما!
بنده از میان ماهی و چلو کباب و فسنجون،
فسنجون خوردم!
ژتونمون این بود! و متاسفانه فسنجونش شیرین بود و خعلی حال منو گرفت.
بهرحال، یادت بودم.
یک سری هم زدم به حوالی محل کار شما. دنبال ناودونهای آب بارون می گشتم! دو سه تا شو لای اونهمه آهن و خاک و الخ تونستم ببینم.
خیلی آلوده بود. کلا که خیلی فاجعه بود، محل شما دیگه بدتر!
آقا انشاالله که سلامت باشید. یادتون بودیم خلاصه
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت 17:36 توسط آرش
|