رانندگی خوبی بود امروز. داشتم فکر می کردم رانندگی، یک شباهت عجیبی داره به اين رقصهای دو نفره خارجکی ها. فکر کنم رقص باله باشه. این که کف دست راست و چپ آقا و خانوم به هم است و انگشتها تو هم قفل می شه و دست چپ آقاهه تو کمر خانومه است و دست راست خانومه رو شونه آقا. بعد خیلی قانون مند، جاهالی های یکی رو اون یکی پر می کنه و دو روح در یک بدن و الخ. تو رانندگی هم، عین رقص، اگه همه با ریتم و موزیک و سرعت آهنگ حرکت کنند، می تونه اوقات لذت بخشی باشه اما وای از روزی که شما یا یکی از مجموعه بلد نباشه و حرکاتش عوضی باشه!

چند روزی است سی دی حمیرا تو ماشین اجرا می شه. و خدایی چقدر قشنگ می خونه! بخصوص به متن که دقت کنی، میبینی حرف دل ترانه سرا بوده... گوش کنید. هم شاد و شیطون داره، خاطرات شمال محاله یادش بره، هم اندوهگین، آخ عزیز جونم نمی شه دیگه در نیاد صداااااااااااام!

قشنگه. خدا ازش راضی باشه!