مختلف
فیلم پدرسالار یادتونه؟
یک جایی، کاسب محل به محمدعلی کشاورز(پدرسالار) می گفت، وقتی تو حالت گرفت است یک محله حالش می گیره!
یارو حالش که گرفته بود خرید نمی کرد. برعکس وقتی سر حال بود ...
آخی. یادش بخیر. قدیم تر ها، باباها، با دست پر،
زیر بغل پر،
می اومدند خونه!!!
کی یادشه ؟!
کی به این فلاکت بودیم...
من درآمدم زیاد نیست و همین کم رو هم خیر و بخش نمی کنم! می بینید که مراقبم و به احدی نم پس نمی دم و یادمه به کی چی دادم و نفرینم،
تاکید می کنم، نفرینم،
پشت سر کسی خواهد بود که پول منو خورده !
هنوز این کار رو نکردم، اما وقتی دیگه ناامید بشم، می کنم!
شک نکنید با پول من نه شکمی به شادی سیر می شه نه مریضی شفا می گیره!
پول منو از مالتون سوا کنید و بهم پس بدید! رضایت شرط اول است!
بهرحال،
وقتی ولو می شم تو بازار، یک بازاری رو شاد می کنم! در حد خودم! الان مثلا رفتم دو تا نون بخرم! اولا چهارتا خریدم! بعد رفتم بست خریدم واسه شیلنگ گاز، تو خونه باشه دم دست! لامپ ال ای دی خریدم! دیروز یکی خریدم خیلی مزه داد، امروز هجده واتش رو خریدم هجده هزار تومن! فوق درخشان! سر راه رفتم شیر خریدم. جمع بزنی ییهو نیت خرید دو تا نونم، پنجاه هزار تومن در اومد! می دونید، به نظر خودم، آدم خسیسی نیستم. در حدی که دارم، ...
چی بگم
شایدم باشم!
نمی دونم!
شما که از دور دارید می بینیدم، یا از نزدیک دیدیدم، قضاوتتون چیه؟ سیمای اقتصادی منو چطور می بینید؟
دلتون نخواد کباب حسینی پختم. البته، به سیخ نزدم! چه کاریه؟ واقعا لازمه گوشت به سیخ کنم؟ همینجوری ریختمش رو مخلفات و از ساعت حوالی دو، شفل رو اجاق، داره می پزتش! یکبار خواب بودم بوش در اومد، یک تغار آب بهش زدم! داشت می سوخت کم کم! خخخخخخ
جاتون تهیه.
فعلا