دوستی!
دیشب زنگ زدم به زهرا، زن دوستم. کلی ذوق کرد. دیگه کلا خیلی سال است که اگه بخوام احوالات حضرات رو بدونم، به جای شخص رفیقم، زنگ زنش می زنم! ییراست! فی الواقع، با زنش دوست ترم تا با خود تن لشش! و البته یادم اومد که این ماه قبضمو هم ندادم! 7500 تومان!
کلی خاطرات سفرهای پیشینشون به اصفهان براش تداعی شد. اینکه شوفاژ رو بغل می کرد می برد زیرلحاف بگیر تا، یک پلو ماهی که ظرف نیم ساعت پخت برامون و، خوشمزه هم در آورد خدایی. یکی از چیزهایی که تو ذهنم مونده اینه که هر موقع دوش می گرفت، خیلی قشنگ تر و جذاب تر بود تا بعدش که آرایش می کرد! ذکر این نکته ضروری است که هیچ حسی بهشون نداشتم و مهمونم بود. این می شه.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۶ ساعت 11:48 توسط آرش
|