بی باد
آذر ماه رسید. اولشه. خیلی انرژی ندارم راستش. نمی دونم چرا. با اینکه همه چیز خوب بوده اما، کم باد است چرخهام...
چیزی که ما کم داریم، یک نخود انگيزه است این روزها...
دارم سعی می کنم روز رو خوب کنم! رفتم موهامو شونه زدم، بعنوان بارز ترین مظهر پلیدی ها، جیش کردم که خالی خالی باشم! الان یک تغار ادکلن به خودم می زنم، قبل همه اینها هم زنگ زدم رفقا، گفتم امروز کسی اتاق ماها نیاد! ما لختیم! اگه گوش کنند، یکی از آزارهای محیطی حذف می شه! به من چه که به آنچه یکی دیگه براش مهمه گوش بدم! برای من لزوما که مهم نیست اون مساله! هست؟
خلاصه
عین روز اول فروردین است! عین این پرنده ها که نوک سنگ می شینند اینور اونورشونو فقط نگاه میکنند، کار ندارند انگار،
منتظر یک موج مثبت ام...
و یک سرگیجه یواش، خیلی یواش!
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ ساعت 8:10 توسط آرش
|