صبح که می خواهید از خونه برید بیرون،

اگه احیانا یک ندایی بهتون گفت لازم نیست خوراکی برداری با خودت!

امروز سیری!

تازه، ساعت یازده هم تو شرکت بهتون فلان چیز می دن

ظهر هم که جایی سر راه کار نداری میای ناهار رو با اشتها می خوری

و الخ،

بدونید که خر درونتون اون ساعت صبح بیدار شده و داره باهاتون حرف می زنه و به اصطلاح، خرتون می کنه!

به حرفش گوش ندید.

بهش احترام بذارید ها، بگید آره، تو بزرگتری حتما تو درست می گی (کلا خر بزرگتر از انسان است)

منتهی، واسه رفیقم، یک لول نون پنیر بر دارم که اگه گشنه اش شد ثواب کنم.

بعد لای نون پنیرتون حتما گردون یا سبزی خوردن هم بتپونید! بخصوص سیزی خوردن! رفیقتون خیلی دوست داره!

اگه حلوا ارده هم تو خونه دارید یک لول هم جداگانه، حلوا ارده بردارید براش!

بعد در حالی که مطمئن می شید به خر درونتون بر نخورده این حرکت، بسم الله بگید و از خونه بیاید بیرون

بهتون قول میدم،

اصلا باهاتون شرط می بندم، هنوز نرسیده به ظهر، همین خر درون، اوننننننننقدر از گشنگی بهتون فشار می اره و اونقدر عرعر می کنه که هم نون پنیر شرکت رو می خورید هم نون پنیر خودتونو هم حلوا ارده رو هم چندتا بیسکویت و خرما و لواشک و سیب رو، بعدم عزا می گیرید که چطور ظهر بشه من برسم خونه! نکنه بمیرم  از گشنگی تو راه!

آره. یک همچین جوریاست!