حوالی یک و نیم ظهر بود، یک پلاستیک کنار دستم بود دو تکه نان، دو تکه پنیر، چهارتا خرمای شیره دار و یک خیار

یکمشو خوردم

بعد، با خودم، ولی بلند، گفتم خااااااااااک و سر ما کنند که تو جوونی، ناهارمون این است!

فروز گفت نیم چاشت است

گفتم یک و نیم ظهر؟

دیگه هیچی نگفت!

کلا، با من نمی تونه احتجاج کنه بچه. حجب و حیاش نمی ذاره. 

این عصری که با مادر شوهر یکی از همسایه ها دعوام شده بود هم، یارو بهم گفت شما خیلی خوب با کلمات بازی می کنی!

خخخخخخخخخ! یاد شماها افتادم!

از این خانومها که سگ دارند بودش! 

چقدر هم بده. یک آدمی از نسل قبل، از قبر خودش بیرون افتاده، تلاش می کنه نمادی باشه از نسل جدید. بعد اینقدر نمی فهمه که نسل جدید بهرحال بخاطر سن کمترش یک برگ برنده هایی داره. بخاطر این دانشگاهها، یک کوره نزاکتی بعضا داره، امروزی تر است، فهمیده تر است. این، فقط مانتوی جلو باز پوشیدن و سگ بغل گرفتن و با مردها کل کل کردن رو به ارث برده و خب، چیزی می شه که اطرافیانش، به وضوح سرافنده بودند از رفتارش! هم عروسش، هم پسرش و هم دخترش، سه نفری افتاده بودند وسط که مامانشونو خفه کنند! 

اینم هی افسار پاره می کرد

منم دیدم هرچی کوتاه اومده ام این شیر شده، داااااااااااد رو کشیدم سرش!

جواب داد! خودش که از صدا نیفتاد اما، مشخصا دعوا به نفع من بود.

شما فکر کن من وقتی اعصاب دارم، اخلاقم گه است، چه برسه که ساعت هفت شب هنوز ناهارمو هم نخورده باشم!

 بگذریم.

عرض کنم که، امروز رفتم بیمه مسوولیت مدنی خریدم، واسه بحث نظارت و ساختمان و الخ.

175000 تومان تمام.

بعد دیدم نزدیکم به فروشگاه کارمندان دولت سر نظر. سر خر رو کج کردم و رفتم خرید. چند سایز ماکارونی خریدم، دو تا شیشه سیر ترشی (که بمونه انشاالله هفت هشت ساله بشه)، ریکا خاکستر، رشته آشی، کبریت، نخ دندون،  ژيلت، و کاندوم!

الان شاخکهای همه تیز شده که کاندوم واسه چی! واسه کی! 

نترسید بابا. از ما دیگه گذشت. خریدم که اگه کسی خواست بهمون تجاوز کنه، سر پیری باردار نشیم!

راستش، این یکی از  اون خریدهاست که خیلی مظلوم واقع شده است و واسه همین وقتی کنار قفسه اش ایستاده بودم و روشونو می خوندم مجبور بودم وانمود کنم خانومی رو که لاینقطع نگاهم می کرد، اصلا نمی بینم. آخرش هم اومد بهم گفت خمیر دندون نمی خواهیییییییید؟ گفتم نه مرسی! 

یک کاپوت خریدم روش نوشته دوازده عدد، تا 2022 تاریخ مصرف داره، 58%  غیرقابل رویت است(!)، طولش بیش از 17 سانت و قطرش تا 52 میلی متر.

(لزوما اینها اندازه های من نیست. گفتم رو قوطی این نوشته )

چیزی که باعث شد بخرم، اون نامرئی بودنشه! آخه یادمه یکبار که خریده بودم، قررررررررررررررررررمز بود! یعنی ها اصلا یک چیزی بود که کل توجه آدم رو از فعل مربوطه پرت می کرد، کلا خطرات رو زایل می کرد، چون دیگه آدم یادش می رفت شلوارشو کنده که چه کار بکنه! خیلی بده ها! قررررررررررررررمز! مسخره! 

قیمتشو هم بگم که 17000 تومن رو بهم داده 9900 تومن! خدا به خیر کنه.

بگذریم.

تن ماهی خوردم. خیلی مسخره بود. زیاد بود. وقت نامناسبی بود. کلا حال نکردم با شکمم امروز.